دست نوشته های یه دوست
این مطلب صرفأ جهت دفاع از ارزشهای دوستان روابط عمومی استاندارد ارائه میگردد.
امید است اقناع کننده باشد
تعريف روابط عمومي (public Relation)
عبارت از هنر فن ،يا حرفه ترويج حسن نيت بين سازمان يا فرد و افراد و افراد مرتبط ،كاركنان ،مشتريان و غيره است . فرهنگ لغت امريكن هرتيج American Heritage Dictionaryآن را اينگونه تعريف مي كند ،هنر يا علم تثبيت و ترويج رابطه مطلوب با افراد مرتبط.
يكي از اولين تعاريف روابط عمومي را ادوارد برنيز به دست مي دهد :روابط عمومي عبارت از وظيفه مديريتي است كه نگرش ها ،تعاريف ،سياست ها ،طرز عمل ها و مصالح سازمان را جدول بندي مي كند و متعاقب آن برنامه عملي را اجرا مي كند تا تفاهم عمومي و پذيرش آنها را به دست آورد .
در سال 1976 ،دكتر ركس هارلو 472 تعريف در رابطه با روابط عمومي فقط در زبان انگليسي جمع آوري كرد . تا به حال ،در تمام زبان ها به راحتي مي توان به تعداد شاغلان روابط عمومي براي روابط عمومي تعريف يافت ،زيرا هريك از آنها اهداف و وظايف خود را به عنوان تعريف بيان مي كنند .
امروزه با عبارتي كلي مي توان گفت ،روابط عمومي عبارت از مجموعه اي از وظايف مديريتي ،نظارتي و فني است كه توانايي سازمان را براي گوش فرا دادن راهبردي و درك و پاسخ به گفتارهاي اشخاص تقويت مي كند كه اگر بخواهد رسالتش را انجام دهد و به ارزش هايش نائل شود ،روابط سود بخش دو طرفه آنها با سازمان ضروري است .
اساسا وظيفه اي مديريتي است كه بر ارتباط دو طرف و تقويت روابط سودبخش متقابل بين سازمان و افراد مرتبط با آن متمركز است .
عبارت از وظيفه مهم مديريت در هر سازمان است . برنامه موثر ارتباطات يا روابط عمومي براي سازمان براي ايجاد ارتباط با افراد مرتبط با آن (اعم از داخلي يا خارجي)به طريقي تدوين مي شود كه پيام با اهداف سازماني متقارن باشد و تلاش كند ،حتي المقدور ،مصالح و منافع متقابل را حفظ نمايد .
تعريف روابط عمومي با تخصصي تر شدن آن ،مشكل تر مي شود . مثلا مانند روابط عمومي بهداشت ،روابط عمومي ورزش ،روابط عمومي ميهمان نوازي ،روابط عمومي زيست محيطي و غيره ....اما خلاصه كلام درباره حرفه روابط عمومي اين است :ارتباطات و فعاليت هاي تعاملي ،سالم و اخلاقي در تقويت و حفظ روابط سود بخش متقابل و حسن شهرت با افراد ذي نفع.
روابط خصوصي
هر فردي ،حريم يا فضاي شخصي منحصر به فرد دارد – قلمرويي فيزيكي ،روان شناختي و ارزشي ،كه متعلق به خود اوست . اين حريم از لحاظ اندازه و بسياري موارد ديگر ،از فردي به فرد ديگر تفاوت دارد . ما در درون حريم زندگي ،از حقوق فردي خويش بهره مند مي شويم اما در بيرون از اين فضاي شخصي ،در حوزه اشتراكي قرار ميگيريم كه در آن بايد حقوق ديگران را نيز مورد توجه قرار دهيم و جايي است كه به انطباق پذيري نياز دارد .وقتي دو يا چند نفر ،رابطه حياتي و زنده اي دارند ،حريمي اجتماعي وخصوصي را بوجود مي آورند كه فقط به خود آنها تعلق دارد . احترام مردم به حريم اجتماعي آنان از طريق پاسخ هاي بسيار متنوعي صورت مي گيرد .
فرد جرات مند از روش هاي ارتباطي استفاده مي كند كه او را قادرمي سازد حرمت نفس خود را حفظ كند ،خشنودي و ارضاي خواسته هاي خويش را دنبال كند و از حقوق و حريم شخصي خود ،بدون سوئ استفاده از ديگران و يا سلطه جويي بر آنان ،دفاع كند.
ارتباط عالي ترين دستاورد بشري
هنگامي كه فردي از طريق ابزار زبان با فرد ديگري ارتباط برقرار مي كند رابطه اي ميان آنان شكل مي گيرد كه آن را در هيچ جاي ديگر طبيعت نمي توان يافت . همين توانايي برگرداندن اصوات بي معنا به كلمات گفتاري و نوشتاري ،مهم ترين امتياز بشر ،يعني زبان است . زبان رشد آن دسته از ويژگي هايي را ممكن ساخته است كه انسان انديشمند را از همه مخلوقات ديگر متمايز مي سازد .
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:34 توسط روابط عمومی
|