تهیه کننده: فرهاد مراتی .مسئول روابط عمومی اداره کل استاندارد خراسان جنوبی
بپذيريم كه علم به
اندازه تجربه مهم است. پس تنها به دانسته هاي تجربي خود، اكتفا نكنيم.
بپذيريم كه رقابت،
واقعيت دنياي تجاري است. اگر رقابت را جدي نگيريم، حذف مي شويم.
بپذيريم كه ادبيات و
كاركردهاي حضور در بازارهاي انحصاري، قابليت كاربرد در فضاي رقابتي را ندارند. پس
بايد تغيير كنيم.
بپذيريم كه كليد بهبود
در هر سازمان، تغيير تفكر مديران ارشد آن است.
بپذيريم كه كاركنان،
عضو خانواده كاري ما هستند. پس بايد انگيزه هاي آنان را باور كنيم.
بپذيريم كه مشتريان، دليل
اصلي بقاي كسب و كار ما هستند. پس در نوازش آنان كوتاهي نكنيم.
بپذيريم كه كيفيت مهم
ترين اصل كسب و كار است. روي كيفيت محصولات، خدمات و ارتباطات، سرمايه گذاري كنيم.
بپذيريم كه از پشت ميز
نمي توانيم بازار را ببينيم. بايد بعضي از مواقع به داخل بازار برويم.
بپذيريم كه مشتريان
راضي، بهترين و ارزان ترين و مؤثرترين مبلغ هاي شركت ها و سازمان ها هستند.
بپذيريم كه جذب مشتري
مهم است، پس به شيوه هاي جديد جذب مشتري روي بياوريم.
بپذيريم كه سنجش
عملكرد ما از سوي مشتريان، بسيار مهم است. پس از نظرات ايشان مطلع باشيم.
بپذيريم كه اگر ما به
صداي مشتريانمان گوش ندهيم، اين رقبا هستند كه به صداي آنها گوش مي دهند.
بپذيريم كه اطلاعات
درست، به موقع و جامع، اساس و ابزار تصميم گيري صحيح است.
بپذيريم كه فقط براي
سخت افزارهزينه نكنيم. هزينه هاي آموزشي نيز، نوعي سرمايه گذاري اند
بپذيريم كه شناخت از
فرهنگ و باورهاي مشتريان مهم است. پس بايد به فرهنگ آنان احترام بگذاريم.
بپذيريم كه فن آوري،
جزء ابزارهاي توفيق در شرايط جديد است.
بپذيريم كه امروزه،
رقابت بين شركت ها نيست بلكه بين شبكه هاست. پس بايد خانواده كاري مقتدري در كل
شبكه داشته باشيم.
بپذيريم كه عامل ماندن
مشتري، رضايت او از تمام كاركردهاي شركت است.
بپذيريم كه بايد به
مشتري ثابت كنيم كه چرا بايد ما را انتخاب كنند. پس بايد وجوه تمايز سازمان را
بشناسيم و به آنان معرفي كنيم.
بپذيريم كه همه چيز در
ارتباطات بامشتريان مهم است. از برخورد نيروهاي حراست تا آراستگي محل كيفيت كار و نحوه
مديريت و .....
بپذيريم كه خوشنامي،
اتفاقي به دست نمي آيد. پس براي آن، برنامه ريزي و اقدام كنيم.
بپذيريم كه اولين
برخورد و آخرين برخورد، در ذهن مشتري مي ماند.
بپذيريم كه تبليغات
مهم است اما هيچ تبليغي به اندازه عملكرد شما و در نتيجه تبليغات دهان به دهان و
نهايتاً روابط عمومي مؤثر نيست.
بپذيريم كه بايد سخت
كار كنيم، هوشمندانه كار كنيم و مهم تر ازآنها عاشقانه كار كنيم.
بپذيريم كه كاركنان
راضي، مشتريان راضي مي آفرينند.
بپذيريم كه از هر
ارتباطي بايد براي تصوير سازي مثبت در ذهن مشتريان استفاده كنيم.
بپذيريم كه روز به
روز، ميزان آگاهي مشتريان و در نتيجه حق انتخاب آنها افزايش مي يابد.
بپذيريم كه با سودهاي
كوتاه مدت، خودمان را گول نزنيم بلكه ارزش طول عمر مشتريان را در بلند مدت در نظر
داشته باشيم.
بپذيريم كه برند، يعني
هويت و اعتباري كه مي خواهيم در ذهن مشتريان داشته باشيم.
و نهايتاً بپذيريم كه
همه ما مسئول ايجاد، حفظ و توسعه برند شركت مان هستيم و هيچ بهانه اي از سوي هيچ
يك از ما پذيرفته نيست. به چشمان خود، خوب ديدن را بياموزيم.تمام كاركردهاي سازمان،
نظير توليد، مالي، روابط عمومي و ....
براي
اين به وجود آمده اند كه در خدمت كاركرد بازاريابي و مشتري نوازي قرار گيرند.
روابط عمومي، علم و
هنر به دست آوردن اعتماد افراد ذينفع در يك سازمان و استفاده بهينه از آن است. هدف
اصلي روابط عمومي، ساختن نام هاي تجاري است.
اگر
نتوانيد يك نام تجاري قدرتمند بسازيد، همه كاركردهاي ديگر، هر قدر هم كه خوب ايفا
شوند به موفقيت يك شركت كمكي نخواهند كرد.
برگرفته : وبلاگ افکار عمومی در دستان ما
سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:58 توسط روابط عمومی
|