نشانه ها يا راهنماهاي بياني

 

«ازت متنفرم»تصور كنيد كه اين كلمات در چه وضعيت و حالتي بيان مي شود ؛در حالت خشم و ناراحتي يا در حال كاملا متفاوت ،بين دو دوست بسيار نزديك يا زن و شوهر . عبارت ساده «از ديدن شما خوشحالم »مي تواند عليرغم پيام كلامي خود ،ريا كارانه و غير صادقانه باشد و چندان رضايت و خوشحالي در آن نهفته نباشد . در اينجا سعي در تمايز بين پيام هاي بياني و كلامي مي شود و اينكه چه چيزي گفته مي شود و چگونه گفته مي شود . «محرابيان»به خوبي به تشريح اطلاعات بياني آن مي پردازد و مي نويسد :ماطلاعات بياني آن دسته از پيام هايي هستند كه در گفتگوي زماني كه نوشته شوند مفهوم خود را از دست مي دهند »براي بررسي تاريخ مطالعات مربوط به پديده هاي بياني به نام برجسته يك مردم شناس سرشناس «جرج آل تراگر»بر مي خوريم كه اصطلاح «پارا لنگوج»را براي اولين بار به كار گرفته است .كلمه «پارا»كلمه اي يوناني است به معني «به علاوه :نزديك ،فردا»از اين رو مي توان گفت پارا لنگوج كه ما در اينجا «زبان آوايي»ترجمه كرديم اشاره دارد به چيزهايي كه وراي زبان است يا علاوه بر آن مي باشد .از اين پس ما به جاي آن زبان آوايي را بكار مي گيريم :زبان آوايي داراي دو عنصر اساسي است :كيفيت صدا – مانند دانگ يا گام – دامنه – طنين – كنترل لب – و تلفظ و ادا يا صداي منفك از ساختارهاي زبان شناسي مانند :گريه ،خنده،غرغر و امثال آنها.

راهنماهاي بياني،به گونه اي كه خواهيم ديد عواطف ما را از يكديگر متمايز مي كند و بر قضاوت هاي ما نيز در مورد شخصيت و پايگاههاي اجتماعي اثر مي گذارد . با اين حال ،ما سعي در خود آگاهي خويش در «اثر گذاري ديداري»بر روي ديگران داريم . عده كمي از ما توجه لازم به «اثر گذاري بياني»خود بر ديگران مي كنيم . دليل خوبي براي اين امر وجود دارد . اگر كسي به چهره شما خيره شود شما مي توانيد به آينه نگاه كنيد و دريابيد كه او براي چه به شما خيره شده بود .نگاه كردن به آينه نيز امروزه امري طبيعي است و هر كس حداقل يك بار در روز به آينه نگاه مي كند و به چهره خويش خيره مي شود . در مقابل شما هرگز صداي خود را آنگونه كه ديگران مي شنوند ،نمي شنويد . براي اولين بار كه شما صداي خود را از طريق ضبط صوت شنيديد اكثرا برايتان عجيب بود و گاه تكان دهنده و مايوس كننده . شما ممكن بود كه اصلا صداي خود را نشناسيد و تصور كنيد صدا ،صداي ديگري است .

بر خلاف بسياري از ما انسان هاي عادي ،هنر پيشگان ،آواز خوانان ،سخنرانان و واعظان و آنان كه آموزش هاي مربوط به آوا و آوا شناسي را دريافت كرده اند ،دقيقا مي دانند كه آواي آنها چگونه است و چه تغييري مي گذارد . گاه آنان به راحتي صداي خود را كه بسيار دقيق تقليد شده است از صداي تقليدي تشخيص مي دهند در حالي كه اشخاص عادي از چنين مهارتي كمتر برخوردارند . در حقيقت صداي هر انساني منحصر به فرد است براي آنكه صداي هر انسان تركيبي از كيفيت هاي يگانه است كه فقط خاص او مي باشد و نه كس ديگري . پس از بحثي مختصر در مورد اطلاعاتي كه راهنماهاي بياني ارائه مي كنند ،به چهر كيفيت اساسي صدا و آثار آن بر فراگرد ارتباط مي پردازيم . بايد در نظر داشت زماني كه ما سخن مي گوييم اين چهار كيفيت و بسياري ديگر كه در ارتباط وجود دارند ولي در اين نوشته نيامده است ،به طور همزمان بر يكديگر تاثير مي گذارند .

اطلاعات در راهنماهاي بياني

گاه ممكن است ما به گونه مشهودي احساس كنيم كه مي توانيم قضاوت هايي در مورد بيان نحوه بيان چيزي كه به صورت پيام ها به ما مي فرستند انجام دهيم . شايد هر يك از ما بارها در طول زندگي خود در شرايط و گفتگوهايي با ديگران بوده ايم و شنيده ايم كه به ما گفته اند «با اين لحن سخن نگو»در حالاتي نظير اين ،خلق ها تنگ و خشم و غضب به گونه اي محسوس در رفتارها مشخص مي باشد . همه اين حالات از اينجا نشان گرفته اند كه ما از لحن صداي طرف مقابل خود نوعي مخالفت و يا احساس ناخوشايندي را نسبت به خود دريافته ايم . ما نسبت به احساس او كه در قالب لحن يا تن صدا تبلور يافته است واكنش نشان مي دهيم و گرنه خود كلام در بسيار از مواقع بسيار ناخوشايند و مودبانه است و اگر توام با لحن مناسب نيز باشد شايد خيلي دوستانه نيز جلوه كند . راهنما يا نشانه هاي بياني منبع بسيار از تعبيرها و تفسيرها در مورد چيزهايي است كه ما آنها ررا در شمارعواطف و احساسات در مي آوريم . با اين نشانه ها ست كه ما به گنج خانه عواطف ديگران وقوف حاصل مي كنيم .و با اين كليد راهنما است كه مي توانيم در درج عاطفه را باز گشاييم .بي اين نشانه ها و راهنماها كار بس دشوار است و ناممكن .

بسياري از عواطف مشخص ديران را مي توان به درستي فقط از طريق نشانه هاي بياني دريافت و مورد شناسايي قرار داد . در حقيقت درك بسياري از عواطف گوناگون افراد فقط از طريق شنيدن نحوه اداي كلمات و جملات آنها و آن هم با توسل به الفبا ميسر است . گرچه هر اندازه تشابه بين عواطف و احساسات بيشتر باشد ،به همان ميزان تشخيص و تميز آنها دشوار تر خواهد بود . مثلا تميز بين تحسين و پند كار نسبتا دشواري است .

بقيه عواطف و احساسات نيز از طريق نشانه هاي بياني قابل تشخيص اند .براي مثال ،ديگران مي توانند خشونت و حالت تهاجمي فرستنده پيام را با شنيدن آن از طريق ضبط و پخش صوت به دست آورند .

اين استدراك هرگز از طريق نوشته به اين سهولت مقدور نيست . نشانه هاي آوايي گاه مبناي قضاوت و استنتاج ما در مورد سلوك و شخصيت ديگران مي شود .براي مثال اگر شخصي با رسايي نسبس سخن بگويد و صدايش داراي دانگ و طنين مناسب بوده و كلامش از سرعت نسبتا بالايي نيز برخوردار باشد ،همه مويد آن است كه او فردي متحرك و پوياست اگر كساني بيشتر از «لحن و نواخت»يا «تلحين»و سرعت بالاتر كلمات ،بلندي آوايي و رواني و طاقت در سخنگويي استفاده كنند ،آنان را بيشتراقناعي يا متقاعد كننده مي يابيم . علي رغم توافق گسترده ميان صاحب نظران ارتباطات بر سر ارتباط تنگاتنگ كيفيت هاي صدا و مشخصات شخصيتي افراد،مباني پشتيباني كننده قاطعي از نظر پژوهشي در اين مورد وجود ندارد . چنين به نظر مي رسد كه اين قضاوت ها از كليشه هاي آوايي نشات گرفته اند .

حتي اگر باورهاي ما ريشه در حقيقت نداشته باشد ،تاثير شگرفي بر پاسخ و واكنش ما نسبت به ديگران خواهد داشت زيرا ما به گونه اي عمل مي كنيم و كنشهاي خود را شكل مي دهيم كه تصور كنيم درست ترين است . از اين رو زماني كه در صنعت سينما صوت نيز به تصوير اضافه شد تعداد قابل ملاحظه اي از ستارگان فيلم هاي صامت كارشان كساد شد و ديگر نتوانستند به خوبي گذشته بدرخشند ،چه تماشاگران كه اينك آنها را در فيلم هاي ناطق مي ديدند انتظار داشتند كه صدايشان با شخصيت پيشين كه به گونه صامت در فيلم ها ظهور كرده بود انطباق داشته باشد و هنگامي كه چنين نبود به تخريب آن شخصيت در ذهن آنها منجر شد .

عده اي بر اين باورند كه هر طبقه و قشر اجتماعي براي خود از نظر آوايي داراي ويژگي هايي است . افرادي كه مي خواهند در شمار آن طبقه و قشر اجتماعي قلمداد شوند ناچار به پيروي از آن رفتارهاي آوايي هستند . مثلا گوفمن از نويسنده ناشناسي در قرن 19 نقل مي كند كه چگونه صدا ريزه كاري هاي اوايي در طبقات اجتماعي نقش داشته و به تعيين و تشخيص پايگاه اجتماعي افراد كمك مي كرده است. نويسنده به چگونگي گفتگو با مستخدمين براي طبقه فرا مرتبه مي پردازد :

«فرامين خود را گزيده و با ملايمت و وقار و با حالتي محتاطانه و مختصر صادر كن . بگذار صدايت آسوده و آرام بخش باشد اما از لحن دوستانه و توام با همدردي با آنان بپرهيز . بهتر است به هنگام شرح دادن فرامين خود به آنان از صداي بالايي استفاده كني اما بايد سعي كني كه اين آواي بلند در انتها ي جمله به ضعف و ملايمت گرايش پيدا نكند .»

امروزه در كاليفرنياي آمريكا «نوادرمان»ها به مداواي بسيار از اشخاص مي پردازند . كساني كه به آنها مراجعه مي كنند و مي خواهند از شر لهجه نامناسب (مثلا تگزاسي)خود خلاص شوند «مورتون كوپر»پزشك گفتار درمان گفته است كه بيشتر كساني كه به او مراجعه كرده اند ،افرادي هستند كه دوست ندارند در گفتگو طرف مقابل به اصليت و زادگاه آنها پي ببرد . براي آنها اين يك ويژگي منفي است كه مي خواهند هر چه سريعتر از خود دور كنند .

نشانگرهاي مربوط به پايگاه اجتماعي در گفتار به طرق مختلف خود را نشان مي دهند و تركيبي هستند از كلمات ،تلفظ ،ساختار دستوري ،كيفيت ،شمرده سخنگويي و نكات قابل مشاهده ديگر. جالب توجه است كه در نظر داشته باشيم قضاوت هاي مربوط به پايگاه اجتماعي بسيار سريع در گفتگوي ميان افراد شكل مي گيرد .

بلندي يا شدت صدا

يكي از پيش شرط هاي اساسي براي يك فراگرد ارتباط كلامي موثر ،بلندي يا شدت صداي مناسب مي باشد .اگر صداي فردي آنقدر ضعيف باشد كه به زحمت شنيده شود ،شنوندگان او به سرعت خسته شده و از شنيدن صداي او سرباز خواهند زد . سخنوران نام آور بلنداي صداي خود را از حالتي به حالت ديگر و از وضعي به وضع ديگر تغيير مي دهند و آن را مناسب وضع موجود و دلخواه مي كنند.

جداي از تفاوت هاي مربوط به وضعيت كه موجب دگرگوني در بلندي يا شدت صدا مي شود ،فرهنگ هاي مختلف از بلندي صداي ويژه اي در محاوره استفاده مي كنند .همانطور كه هر فرهنگ نسبت به فرهنگ هاي ديگر از بسياري از جهات متفاوت است از نظر ارتباطي نيز تفاوت هايي مشهود است«ادوارد هال»در بررسي خويش دريافته است كه به طور كلي بلنداي صداي آمريكائئان به نسبت برخي از مردمان ديگر از فرهنگ هاي ديگر مثل عربها ،اسپانيايي ها و روس ها در مكالمه پايين تر است . در خرده فرهنگ هاي مربوط به يك فرهنگ نيز بلنداي صدا تفاوت محسوسي دارد . مثلا در فرهنگ مغرب زمين ،آن هم در ايالت متحده آمريكا ،مردمان ايالت شمالي و شمال شرقي آهسته تر از مردمان جنوبي به ويژه جنوب غربي سخن مي گويند . همين تفاوت را ما در خرده فرهنگ هاي حاكم بر كشور پهناور خويش ملاحظه مي كنيم .

دريافت باز خورد از گيرنده پيام بهترين وسيله كنترل بلندي صدا است . اگر صدا از حد متعارف آرام تر باشد،شنونده يا گيرنده پيام سعي در نزديك كردن خود و يا گوش خود براي شنيدن بهتر است و اگر صدا از حد معمول بلند تر باشد عكس العمل هاي ديگر نشان مي دهد .در هر يك از حالات فوق فرستنده پيام بايد در اصلاح بلندي صداي خود سعي كند و آن را متناسب با وضعيت حاكم بر فراگرد ارتباطي كند.

منبع:ماهنامه علمي روابط عمومي

شماره 74