طراحي داخلي - نكته هايي از طراحي غرفه
1. غرفه انبار نيست
طراحي غرفه چيزي بسيار فراتر از پر کردن فضا با اشياي موجود در انبار سازمان است. بسياري از کارفرماها در آخرين لحظاتي که بايد به نمايشگاه بروند از واحد خدمات يا روابط عمومي ميخواهند چيزهايي را براي بردن به نمايشگاه آماده کنند. در نتيجه بسياري از غرفههاي نمايشگاهها بيشتر به انبار شرکتها و سازمانها شباهت دارند تا يک اثر هنري!

2. غرفه اثر هنري است
غرفه ميتواند محل تجلي هنري طراح و نشان دهنده سطح دانش و بينش فرهنگي هنري و سليقه وي باشد. غرفه لباس کارفرماست و طراح موظف است بهترين طرح دوخت را براي آن ارائه دهد.
3. طراحي غرفه تخصص است
نجارها، آهنگرها، نقشهکش ها، معماران، طراحان داخلي، طراحان صنعتي، طراحانصحنه و لباس، طراحان گرافيک و گاه حتا مهندسان عمران و کامپيوتر، همه خود را در زمينه طراحي غرفه جامع و مانع ميدانند در حالي که طراحي غرفه خود ميتواند يک رشته مستقل باشد.
برخي هنرمندان تصور ميکنند طراحي غرفه عملي تفنني است و در کنار کارهايشان به آن ميپردازند. اين طور هم ميتوان نگاه کرد، اما حاصل اين رويکرد به هيچ رو غرفه حرفهاي نيست.
4. ايده خلاقانه محور طراحي غرفه است
ايده خلاقانه فرآيند پيچيدهاي دارد و ايدهيابي داراي روشهايي است که به مطالعه نياز دارد. طرح بايد مخاطب را در غرفه نگه دارد وپاسخگوي افکار و احساساتش باشد.
بايد دانست کارفرما چه هدفي دارد و روي آن تمرکز کرد که به طور حتم به يافتن ايدههاي ناب ميانجامد. البته بايد با حساسيت و دقتي بيش از کارفرما اين کار را انجام داد و خواستههايش را به سوي اهداف جديد هدايت کرد. يکي از هنرهاي طراح غرفه بايد همين باشد که با حساسيتي که دارد به سرعت درک کند چه خواستههايي سره و چه چيزهايي ناسرهاند. براي درک اين نکات بايد مدت زيادي تحقيق کرد و با خدمات و محصولات به نمايش درآمده، فرآيند کار، يا هر چيز مشابه ديگر در مجموعه کارفرما سروکار يافت.

5. جزييات در غرفه به خوبي ديده ميشوند
نميشود غرفه را همين جوري طراحي کرد، مخاطب آنقدر به اشيا نزديک ميشود که تمام سهلانگاريها را ميبيند، بنابراين طرح بايد به گونهاي ياشد که بيننده نتواند اتصالات را بفهمد، يا اگر فهميد، خيال کند يک اتصال حرفهاي ديده است. خلاقيت فقط در سيرکولاسيون نيست بلکه در تمام جنبههاي غرفه بايد احساس شود.
6. در نمايش يک چيز معمولي نبايد غلو شود
گاه کيفيت محصولات کارفرما بسيار پايينتر از حد انتظار است، در اين حالتها بهتر است به شکل مودبانه از او خواسته شود که نمونههاي بهتري را در اختيار بگذارد و اگر نمونه بهتري در دست ندارد، يا محصولش کيفيت پايين دارد بايد او را از اجاره غرفه منصرف کرد. البته پلهاي پشت سر را نبايدخراب کرد!
7. گاه سکوت و خلوت بهتر است
روشهاي طراحي مينيمال گاه چنان آرامشي در مخاطب ايجاد ميکند که چارهاي جز ايستادن در غرفه ندارد. نمايشگاهها اغلب مکانهايي پرآشوب و هياهو با رنگها و نورهاي گوناگوناند که بيينده را عصبي ميکنند. طراح بهتر است خود را جاي مخاطب بگذارد.
8. طراحي غرفه چابکي ميخواهد
طرح غرفه مثل جرقه است، مثل طرح پوستر. غرفه کارزار طراحي است و تنها از عهده افراد چابک و حساس برميآيد. افراد فاقد اين ويژگيها طراحي غرفه را فراموش کنند.
9. ديدن تصوير سودمند است
ديدن تصوير به ويژه هنگام خلق ايده بسيار موثر است. در مواقعي که طراح، غرفهاي در دست طراحي ندارد ميتواند به بازديد نمايشگاهها برود، مجلهها را ورق بزند، يادداشت بردارد، فيلم ببينيد، استراحت کند و کروکي بزند.

10. طراح مشاور واقعي کارفرماست
اين نکتهي بسيار مهمي است، بايد به شکل حرفهاي مشاوره داد و حتا اگر لازم شد کارفرما را از گرفتن غرفه منصرف کرد (يعني در کوتاهمدت نان خود را آجر کرد)، کارفرما نبايد گمان کند با آدمي پولکي طرف است، يا در برآوردهاي اوليه و مراحل قرارداد سرش کلاه رفته است. طراح خود را در جاي کارفرما بگذارد.
11. طراح دست به کار شود
طراح به جاي اين که نقشه را به کارگاه فکس کند و به روش اداري از آنها بخواهد نسبت به اجراي کار در نهايت وسواس و سرعت اقدام کنند، خود بايد دست به کار شود تا مسايل اجرايي را از نزديک بفهمد و درصورت لزوم طرح را در حين اجرا تغيير دهد.
12. تفکر مهندسي لازم است
طراح بايد تحليلگر باحوصلهاي باشد؛ يعني بتواند با دقت فراوان يک دانشمند چيزها را برشکافد و از اين راه به کشفهاي تازهاي در کار خود دست يابد. دقيق و حساس بودن، نگاه توليدانبوهي داشتن، ظريف فکر کردن، عاشقانه به جزييات رسيدگي کردن، خسته نشدن و سرسري کار نکردن، از علايم تفکر مهندسي است.
13. طراح غرفه نبايد واهمه داشته باشد
گاه پيش ميآيد که کارهاي ديگران را داوري کنيم و گاه نيز ديگران کارهاي ما را به داوري ميگيرند. در هر حال نبايد ترسيد و بايد دانست که ما به عنوان طراح از آنها حرفهايتريم. نبايد لحظهاي به خود ترديد داشت و از داوري حرفهايها و معموليها نگران بود. بايد درباره کارهاي ديگران نظر داد اما تا نپرسيدند، نگوييد!
14. بهترين راه فراگيري، آموزش است
بهترين راه ياد گرفتن، ياددادن است. شايد شما هم تجربه کردهايد؛ تلاشي که ميکنيد براي اينکه يک بازي را به کسي ياد دهيد، شما را مجبور ميکند که خود آن را فراگير گيريد. هيچ اشکالي ندارد که از اين ضعف انساني در جهت اعتلا استفاده شود. نقد هنري هم در همين نکته ظريف نهفته است.

15. سيستمهاي مدولار و پيشساخته توصيه نميشوند
استفاده از اين سيستمها گاه خوب و گاه بسيار بد است. در حال حاضر اين طور شده که طراحان از سر تنبلي يا کمسوادي، از اين سيستمها استفاده ميکنند. اين يک روش خوب است به شرطي که فکر شده باشد و براي غرفه خودتان بوميسازي شده باشد يا اينکه هدف خاصي رو تعقيب کند. سيستمهاي پيشساخته تبليغاتي اغلب براي کساني است که ميخواهند بيش از نظر مخاطب، نظر کارفرما را تامين کنند. البته بعضي از کارفرماها تصور ميکنند اگر يک پرينت طولي روي يکي از اين سيستمهاي پيشساخته بزنند، ديگر نيازي به طراح ندارند، روابط عمومي خودش اين کارها را ميکند!
16. فرم، نور، رنگ و بافت و صدا و بو عوامل طرح غرفهاند
فرم، نور، رنگ، بافت، صدا و بو مصالح کار طراح غرفه هستند براي رسيدن به طرح خوب. اگر شکل يک غرفه ارتباطي به کالا نداشته باشند، غرفهها حالتي کمونيستي و بيحال پيدا ميکنند و اگر خيلي جيغ بنفش باشند مبتذل ميشوند. صدا عامل بسيار مهمي است و به راحتي از غرفههاي اطراف به داخل غرفه ما ميآيد. بو نيز کاربردي مانند صدا دارد که توسط چشم درک نميشود اما تاثيرش روي انسان بسيار زياد است. من اگر غرفهاي شيک (به لحاظ بصري) ببينم و از آن بوي سيرداغ دريافت کنم چه عکسالعملي نشان ميدهم؟ اگر در يک غرفه فروش لاستيک با ورود شما به قسمت نمايش، بوي سوختن لاستيک و صداي ترمز را بشنويد و همزمان خط ترمز لاستيک روي يک پرده ظاهر شود چه حالي ميشويد؟ يا براي مثال در غرفه نمايش روغننباتي به جاي بوي سوختن روغننباتي، بوي ليمو در فضا عطرآگين باشد؟
17. سلسله مراتب ديدهشدن اشيا و درک آنها را نبايد فراموش کرد
چشم انسان با ورود به هر فضا به سرعت دنبال چيزهاي جديد ميگردد، به همين دليل اشياي نماشي و اشياي تزييني را بايد در جاي مناسب گذاشت. بسيار مهم است که اول چه چيزي ديده شود و کجاي مخروط ديد چه چيزهايي ديده شود، تمرکزهاي نوري در کجاست و کجاها و چه چيزهايي در سايهاند، دور و بر چه اشيايي خلوت و چه اشيايي شلوغ است، هر شي چقدر از زمان خيرگي نگاه را به خود معطوف ميکند. اغلب غرفههاي به ظاهر زيبا، بدون توجه به اين اصول طراحي ميشوند و فقط خوشگلاند، اما هدف اصلي غرفهدار را تامين نميکنند.
18. عمر غرفه يک هفته است
اين نکته بسيار حياتي است و نبايد آن را با ساختمان اشتباه گرفت. غرفه نبايد محکم باشد، بلکه بايد لق باشد و خود چند روز پس از نمايشگاه فرو بريزد.!